|
از مطلب گذشته ام در پست قبل که در ارتباط با ( ناگهانی بودن امر ظهور) بود استفاده می کنم که امر ظهور آن حضرت قابل پيش بينی نيست و چنين نيست که اگر نهضت اجتماعی شيعيان برای فرا رسيدن امر ظهور آغاز شد طبق بررسی های کارشناسان و متخصصان امر ظهور مثلا پيش بينی شود که امام عصر(ع) تا چند سال يا چند ماه ديگر ظهور می فرمايند، نه چنين نيست، بلکه همان طور که انسان مثلا در راه رفتن است و ناگهان چيزی از زير قدمهايش آشکار می شود، شيعيان نيز در حال قدم برداشتن به سوی ظهور هستند که ناگهان در اثر قدم ها و تلاش های محبت آميز آنان ظهور آغاز می شود در حالی که کارشناسان هرگز نمی توانند لحظه ظهور را پيش بينی کنند و بگويند؛ مثلا شش ماه يا يک سال بيشتر طول نمی کشد که ظهور صورت می گيرد، لذا حتی در صورتی که شيعيان حرکت اجتماعی و يکپارچه خود را - که متأسفانه هنوز اين حرکت به وقوع نپیوسته است - آغاز نمايند نمی توان پيش گويی کرد که چند ماه يا چند روز ديگر ظهور فرا می رسد، نه هرگز چنين نيست و خداوند امر ظهور آقا امام زمان (ع) را غير قابل پيش بينی و صد در صد ناگهانی قرار داده تا اين که در روزی که هيچ کس انتظارندارد ندای مبارک « انا بقية الله » را بشنود و آن حضرت ظهور خويش را به امر پروردگار آغاز می فرمايند. + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 0:2 توسط سید حسین |
برداشت سوم: تلاش اجتماعی و يکپارچه شيعان ظهور را مي رساند. برداشت سومی که در اين کلام مبارک نهفته است اين که با توجه به خطاب امام(ع) به صورت جمع و اجتماعی بودن امر ظهور، شکی نيست که ظهور آن حضرت به تلاش يکپارچه و جمعی شيعيان وابسته است نه تلاش های فردی و شخصی جداگانه، زيرا امام (ع) نماينده خدا در تمام کره زمين است و در ميان تمام اديان و مذاهب که به منجی آخرالزمان معتقدند، تنها شيعيان به ظهور آن حضرت در حال حاضر که هر لحظه آماده ظهور و قيامت است، عقيده دارند پس آنان بايد اين قدم را برای نجات خود و تمام مردم جهان بردارند و قدم آنان بايد اجتماعی و يکپارچه باشد مانند نهضت يکپارچه مردم مسلمان ايران در سال1357هجری شمسی که اگر اين نهضت به صورت فردی بود قطعا نمی توانست ساقط کننده نظام شاهنشاهی از اين سرزمين باشد. برداشت چهارم: ظهور ناگهان فرا می رسد. از تشبيه امام(ع) به اينکه ظهور از زير قدمهای شما شيعيان فرا می رسد استفاده می شود که علاوه بر نکات گذشته ناگهانی بودن امر ظهور و فرج نيز مورد نظر است زيرا آنچه زير قدمهای انسان پنهان شده و انسان خود متوجه آنها نيست، وقتی قدم از روی آن کنار برود، ناگهان پديدار می گردد و اذا در اين آيات شريفه قرآن و روايات خاندان عصمت و طهارت(ع) به اين مطلب مکرر تصريح شده که: حضرت بقيةالله ارواحنا فداه نيز در توقيع مبارکی می فرمايند: « فان امرنا بقتتا فجاءة.... »:۲ « بدانيد که ظهور ما به طور ناگهانی و غير منتظره رخ می دهد... » ۱- سوره اعراف، آیه187 ۲-کلمة الامام المهدی (ع)، ص145، واحتجاج، ج2، ص495 + نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 11:4 توسط سید حسین |
برداشت اول: ظهور خيلی به شما نزديک است. برداشت دوم: ظهور با قدمهاي شما صورت مي پذيرد. ادامه دارد ...
1-الكافي، ج1، ص341و بحارالانوار، ج51، ص155
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386 0:41 توسط سید حسین |
منتظرين واقعی کسانی هستند که وضع موجود در جامعه بشری را نمی پسندند و به آن راضی نمی شوند و تنها زمانی لبخند رضايت بر لبان آنان نقش می بندد که نظاره گر عصرظهور منجی عالم بشريت باشند. همان طور که بيمار بستری در بيمارستان وقتی لبخند رضايت بر لبانش نقش می بندد که خاطرش از مرض آسوده و نسيم سلامتی کامل به مشامش برسد و روز ظهور منجی الهی حضرت مهدی آل محمد (ص)، روز ترخيص بشر بستری شده در بيمارستان و رهايی از امراض فراوان روحی است که زندگی او را تباه و فقر وفساد را بر جوامع بشری حاکم ساخته است. منتظرين واقعی نمي توانند ببينند جامعه از همه کس و همه چيز ياد می کند، جز از امام معصوم و مهرباني که قلب تپنده جامعۀ بشری و مغز هدايت گر آن است و آنان نمی توانند بپذيرند جامعه بدون ياد آن حجت خدا صبح را به شب برساند، در حالی که اگر در همين جامعه فرزندی از خانواده ای گم شود، آن خانواده تحمل زندگی بدون فرزند دلبند خويش را ندارد و لااقل شيرينی زندگی به کامشان تلخ می شود تا او را بيابند؛ حال چگونه می شود انسانها عزيزترين کس خود را در زندگی فراموش کنند، کسي که به خاطر فقدان او جهانيان از زندگی و حيات واقعی محروم گشته و به خاطر محروميت از علم او که نور علم از آسمان و زمين است، راه سعادت و انسان گونه زيستن را گم کرده اند. آيا می شود در خانه ای که آتش آن را احاطه کرده و اهالی خانه از شعله های سوزان آتش به فرياد آمده و از مردم کمک می خواهند، وجود آتش نشان را فراموش کنند و او را صدا نزنند و آيا همه بدبختی ها که دامن گير اهالی اين خانه شده در عصر اثر عدم حضور آتش نشان نيست؟ منتظرين واقعی هر يک به تناسب علم و معرفت و توان خود، چون چراغی - پر نور و يا کم نور - هستند، که اطراف خود را با نور معرفت امام زمان اواحنا فداه و محبت به آن حضرت روشن می کنند و نمی گذارند در اطراف آنها غفلت از امام عصر ارواحنا فداه وجود داشته باشد. منتظرين واقعي طي سه مرحله، نورانی می شوند و هم به ديگران نور معرفت امام زمان (ع) را می دهند: در مرحله اول: آنها به امام زمانشان معرفتی قلبی و عميق پيدا مي کنند و دل هايشان با نور آن حضرت روشن و پر از محبت به آن بزرگوار می شود و شرط اين کار تسليم شدن قلب در برابر پروردگار مهربان است تا خداوند قلب را به معرفت آن حضرت نورانی کند. + نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386 21:29 توسط سید حسین |
همان فلسفه و انتظار بيماری که در بيمارستان بستری است و از شدت درد به خود می پيچد و چشم انتظار سلامتي و پايان همۀ دردهاي خويش است؛ عصر حاضر نيزعصری است که بشريت در بستر بيماری افتاده و تقريبا تمام امراض و بلا ها و گرفتاري هاي مادي و معنوي - مانند صدها مرض و بيماری جسمي - به سراغش آمده و از همه اينها مي نالد و انتظار پايان درد ها را مي کشد؛ هر چند که اين مريض هنوز طبيب واقعي خود را نمی شناسد، بلکه فريب کسانی را خورده که در لباس طبيب آمده و او را در شرايط مرض نگه می دارند، چرا که فريب دهندگان بشر شياطينی هستند که از مبتلا بودن جامعه بشری به امراض گوناگونی چون فقر و فساد و غفلت از ياد خدا سود می برند و به اهداف شيطانی خود می رسند. + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 20:16 توسط سید حسین |
معنای انتظار ظهور تنها اين نيست که ما فکر کنيم وقتي ظهور شد زندگي ها روبراه مي شود، قرضها ادا مي شود،حضرت دنيا را پر از عدل و داد مي کند، پس ما بايد منتظر باشيم. وقتي که حضرت موسي (ع) به بني اسرائيل گفت که بيائيد پيش برويم تا دشمنان را از بين ببريم و مصر را فتح کنيم که اين، دستور خداست، آنها گفتند : تو و خدا برويد آنجا را رو براه کنيد ما اينجا نشسته ايم و منتظريم، وقتي کار را تمام کرديد به ما خبر دهيد تا بياييم. ما هم همينطوريم که امام زمان (ع) بيايد و کارها را مرتب کند و بعد ما استفاده اش را بکنيم. خداي تعالي چهل سال بني اسرائيل را در بيابان سرگردان کرد. اگر ما براي ظهور حجة بن الحسن آماده نباشيم اين سرگرداني که الان داريم خواهيم داشت. 1- قرآن، سوره مائده آيات 21 تا 24. + نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 0:13 توسط سید حسین |
از چه سخن بگويم، آيا خبري مهمتراز بر قراري صلح وعدالت در جهان سراغ داريم؟ اتصال مردم جهان به يکديگر، زمينه ساز يکطرفه شدن برنامه زندگي بشر است يا صلح و عدالت حقيقي و يا مرگ و نيستي و بروز جنگهاي جهاني دهشتناک و برچيده شدن حيات از کره خاکي. ولي ما يک خبر داريم، خبر از يکطرفه شدن وضعيّت جهان به سوي صلح و عدالت حقيقي، پاکي و علم و صداقت و نيکي به يکديگر و پايان تمام دردهاي مادي و معنوي. خبر از ظهور منجي، خبر از صلح جهاني، خبر از نابودي ظلم و ستم و حقد و حسادت و کينه و نفاق. اعلان اين خبر، در روز 18 دي الحجه بوده است. روزي که تلاش انبياء (ص) به بار نشست و آخرين پيامبر الهي به سوي بشر گسيل شد. ديگر جامعه بشري بسان دانش آموزاني، مي بايست درس معلم را مشق نمايند و تعاليم داده شده را در عمل پياده نمايند. غدير خم، افق روشن زندگي بشر است. خداوند با تعيين علي بن ابيطالب (ع) و يازده فرزند معصومش به مقام امامت و رهبري پس از رسولخدا (ص)، نعمت را بر بشريت تمام کرد و عذري برايش باقي نگذاشت. بله، آن خبر اين است. خبري که جهان امروز سخت به آن محتاج است و بايد تلکس خبر گزاري ها همين خبر را به جهانيان مخابره کنند و بگويند : اي مردم جهان، آن امامي که به دنبالش مي گشتيد و آرزوي زندگي در دولت او را مي نموديد، امام عدالت و پاکي ها، امام مهر و محبت، امام حق و فضيلت... او آمد، او منتظر شماست... آيا چنين خبري را مخابره مي کنيم و روز عيد غدير را چنين معني مي بخشيم؟ + نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 17:21 توسط سید حسین |
|